۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۱, سه‌شنبه

گم شده

طفلي به نام " شادي " ديري است گم شده
با چشم هاي روشن براق ؛ با گيسوي بلند به بالاي آرزو
هر كس از او نشاني دارد مارا كند خبر
اين هم نشان ما
يك سو خليج فارس
سوي دگر خزر


دكتر شفيعي كدكني

۷ نظر:

آذین گفت...

پیدا می شه.
من مطمئنم پیدا می شه.
با همون چشمای براقش، با دو سه تا دندون تازه دراومده اش. از پشت لبخندی که انگار هیچی نمی تونه بگیره ازش، گرم و اطمینان بخش.
پیدا می شه یه روز.
مام اگه پیداش نکنیم، نسلای دیگه بالاخره پیداش می کنن.
مطمئن باش.

terme گفت...

azar bad jan omidvaram rozaye khobiro begzaroni hamishe o omideto hamishe dashte bashi .

آذرباد گفت...

ميدوني چي آدم رو آچ مز ميكنه...
اينكه اين نوشته يه ايهام عجيبي داره كه من و پدر فقط ميفهميمش... چون معناي شادي و اون آدرس.... خلاصه كه ميسوزونه كلماتش...
بگذريم
مرسي دوستهاي خوب
بله ... شايد ... اميد ... اميد...

سما گفت...

سلام آذرباد خوب!
اين روزهاكه من دنبال بهانه ام چه بهانه خوبي شد پستهات. هم اين هم بالايي.
مرسي.

آذرباد گفت...

خواهش دارم دوست جون (:

سما گفت...

سلام آذرباد مهربان!
خوبی ؟
هستی؟
خوب هستی؟
تو مپندار که خاموشی ما هست بنیان فراموشی ما ها...
همین ..
کلی آرزوی خوب...

شاید یه آدم! گفت...

آذرباد...
ســـلام...
نمی دونی چقدر،چقدر،چقـــدر دلم برات تنگ شده.چند روزِ که همش اسمت تو ذهنم می چرخه...
اینجا عوض شده...من نبودم
نمی دونم حالت چطوره.نمی دونم دنیات چطوره ولی یادمه قول داده بودی خوب باشی...
آذرباد،نشونی ها رو باد برده.نمی دونم شاید خودم یه جا جاشون گذاشتم..
هرچی که شده من هم هنوز پیدا نشده ام...
دوستت دارم و می بوسمت...
مواظب آذرباد باش..